بازم سلام
بچه ها از نظراتون خیلی ممنون. باور کنین خیلی خوشحالم کردین
نمیدونم کدومتون ((دون خوان)) رو میشناسین
امروز عصر یه مطلب جالب ازش خوندم حیفیم اومد واستون ننویسم
(( هیچگاه از گذشتهء حودتن برای کسی حرف نزنین ! چون باعث میشه که
اونا به رازها... وشخصیت درونیتون دست پیدا کنن و....پس سعی کنین
همیشه برای اطرافیانتون در پرده ای از ابهام باشین))
و فراموش نکنین که د.ع.شریعتی میگه :
(( سرمایه های هر دلی...حرف هایی است که برای نگفتن دارد ! ))
خب حالا که تقریبا تمام پست این هفته نقل قول از دیگران شد
میخوام آخرین حرفم هم از اوشو باشه
این مطلب در مورد معضل خانمان سوز جوانان امروز ودیروز هست که
همون عشق باشه !
حالا از شوخی گذشته.خیلی با حاله امیدوارم که بخونین و در عین . حال
کردن...استفاده هم بکنین.
{{تو دوست داری دیگری زندانی تو باشد.
تو او را به زنجیر میکشی/گر چه زنجیری از طلا !
اما چه اطمینانی به فردا هست؟...
ممکن است محبوب تو فردا ترک ات کند
انسان نمیداند در لحظه آینده چه پیش خواهد آمد
او خواهان دانستن این موضوع است
بنا بر این/ به دنبال تضمین میگردد
او در جست و جویاطمینان است
اما کجاست این اطمینان و چه نیازی به آن است؟
فراموش نکن که
همین تضمین و اطمینان است که عشق را میکشد
به زن و شوهر هایی نگاه کن که
عشق را قربانی سراب اطمینان کرده اند.
عاشق که از معشوق سفته و مهر و امضای وفاداری
نمیگیرد.!
عشق یا هست یا نیست...شق سومی ندارد.
این روزها شاهد پیوند های زناشویی کاغذی
!بر بنیان عشق های نایلونی هستیم!
دوشیزه مکرمه ! آیا حاظری این موجود بخت برگشتهء
سراپا نیاز و عقده را به اسارت دائم خویش در آوری ؟ ...
-- به قول بزرگترها....... بعله!؟!؟....}}